صدمه یا آسیب اجتماعی شناسی ( زمیولوژی )
از کتاب « درآمدی بر آسیب اجتماعی شناسی (زمیولوژی) » تألیف دکتر حسین غلامی با همکاری دانشجویان دوره دکتری حقوق کیفری و جرم شناسی دانشگاه علامه طباطبایی، انتشارات پژوهشگاه علوم انتظامی و مطالعات اجتماعی ناجا :
زمیولوژی (Zemiology ) یا آسیب اجتماعی شناسی یکی از پارادایم های نوظهور در عرصۀ جرم شناسی انتقادی است. رویکردی که با زیر سؤال بردن مفهوم سنتی جرم به عنوان فعل یا ترک فعلی که قانون آن را با ضمانت اجرای کیفری مواجه می سازد آغاز می شود و از مفهوم دولت ساختۀ جرم، جرم انگاری و کیفرگذاری انتقاد می کند. زمیو لوژی از واژه یونانی (zemia ) به معنای آسیب گرفته شده است اگر چه این رشته نوظهور از سال 1990 به بعد با اجلاس های گروه های اروپایی شکل گرفت اما بارقه ها و برخی ریشه های آن را می توان در بی هنجاری دورکیم، جرم شناسی انتقادی، جرم شناسی مارکسیستی، بزه کاری یقه سفیدان، نظریه برچسب زنی جرم شناسی سبز دید. تولد زمیولوژی را می توان با برنامه تحقیقاتی ساترلند از یک طرف و در سال های أخیر شواندینگرها مرتبط دانست. این حوزۀ مطالعاتی در تلاش است از مفاهیم قانونی و متعارف جرم فراتر رفته و نگاه ها را به آسیب های اجتماعی، مالی، جسمی و حتی روانشناختی که تأثیر بسزایی بر جامعه دارند جلب کند.( پس آسیب شناسی اجتماعی یا زمیولوژی مفاهیم رایج از جرم را که دولت تعریف می کند به چالش کشیده و درصدد است که مفهوم آسیب را جایگزین مفهوم جرم کند.
مفهوم ( آسیب) در آسیب اجتماعی شناسی : از دیدگاه نانسی فریزر در جوامع سرمایه داری دو نوع متمایز تحلیل بی عدالتی وجود دارد : 1- اجتماعی – اقتصادی 2- فرهنگی او در تلاش است تا چارچوبی برای تجزیه و تحلیل روابط اجتماعی جامعه سرمایه داری از آسیب های اساسی ارائه دهد که دولت ها به وجود آورده اند. برای تعریف آسیب اجتماعی تلاش هایی شده است که تیتروار به آن اشاره می شود : بند اول) مفهوم مبتنی بر نیازهای اساسی بشر ± توسط دویال (Doyal ) چارچوبی برای تعیین چگونگی آسیب دیدگی فرد در نظریه نیاز انسان ارائه شد. یک دیدگاه دیگر در مفهوم نیازهای ضروری بشر تئوری به رسمیت شناختن است. بند دوم ) مفهوم آسیب به معنای به خطر افتادن شکوفایی انسان ± طبق دیدگاه «پمبرتون Pemberton » (آسیب ها ) وقایع خاص یا مواردی هستند که « شکوفایی انسان » را به طور واضح به خطر می اندازد. بند سوم) مفهوم حقوق بشری آسیب ± خانم و آقای «شواندینگر Schwendinger » از حقوق بشر برای دخالت دادن آسیب های گسترده تر در تعریف آسیب دولتی استفاده می کنند.
انواع آسیب : «مونسی Munci » تلاش کرده تا پارامترهای آسیب اجتماعی را تعیین کند از منظر وی آسیب می تواند انواع مختلفی از منافع مادی و احساسی را در بر داشته باشد. بر اساس تلاش های ( هیلیارد Hillyard ) و ( تامبسTombs ) در ارائه مفهوم آسیب اجتماعی استدلال کرده اند یک رویکردآسیب اجتماعی شامل آسیب فیزیکی / آسیب مالی- اقتصادی / آسیب های روانی / آسیب های جنسیتی / آسیب فرهنگی است.
ویژگی آسیب که عمدتاً در رویکرد صدمه اجتماعی شناسی پنهان هستند : 1- نبود اطلاعات 2- نبود آمار 3- نبود تحقیق 4- نبود نظریه پردازی 5- نبود کنترل 6- نداشتن جایگاه در سیاست عمومی. 7- نداشتن خطر
برخی از مهمترین ایراد ها و انتقادات به مفهوم جرم، رویکرد جرم شناختی و نظام عدالت کیفری از سوی بنیان گذاران زمیولوژی : 1- «جرم» هیچ واقعیت هستی شناختی ندارد. ( اساسی ترین انتقاد ) 2- جرم شناسی اسطوره جرم را ادامه می دهد. 3- «جرم» شامل رویدادهای کوچک است و شامل بسیاری از آسیب های جدی نمی شود. ( ریمان Riman تئوری شکست پیروس در سیاست نظام عدالت کیفری را ارائه می دهد و استدلال می کند که تعریف جرم در قانون کیفری تنها به خطرات رفتارهای ضد اجتماعی وابسته نیست. ) 4- جرم شناسی «جرم» را غالباً در سطح فردی مطالعه می کند. ( آزمونی که قانون جزا از آن استفاده می کند که آیا فرد مرتکب جرم شده است مفهوم رکن روانی است که در اغلب این آزمون ها «فرد» مسئول است پس شرکت ها، دولت ها و سازمان های دیگر به طور کلی حذف می شوند. ) 5- مجازات باعث درد و بروز آسیب می شود ( یعنی خود مجازات گاهی آسیب اجتماعی است.) 6- ناکامی جرم شناسی در دستیابی به اهداف ( مثل شکست کنترل جرم که یکی از اهداف اصلی می باشد. همچنین اعمال ضمانت اجراهای کیفری در کاهش نرخ تکرار جرم. ) 7- جرم به گسترش کنترل جرم مشروعیت می دهد. 8- جرم در خدمت حفظ قدرت است و نقش اساسی در حمایت از ساختارهای نابرابر اجتماعی با تمرکز بر رفتارهای فقرا و گروه های حاشیه نشین دارد.
برخی از مزایای استفاده از مفهوم آسیب در برابر جرم : 1- امکان ارائه تصویر درست از تأثیر آن بر زندگی افراد به دلیل امکان مقایسه آماری و تطبیقی و گسترده که بسیار مفیدتر و کارآمدتر از جرم که تصویر تحریف شده از مجموع آسیب ها در مفهوم جزئی نسبت به یک جرم خاص و در نتیجه تداوم اسطور جرم است می باشد. 2- تخصیص مسئولیت علاوه بر فرد ممکن است شرکت ها و دولت و ... هم مسئول باشند و لذا تمرکز دقیق تری بر مسئولیت های سیاسی و اداری علاوه بر مسئولیت کیفری وجود دارد. 3- تنوع بخشی به پاسخ ها این رویکرد می تواند پاسخ های متنوع تری علاوه بر پاسخ کیفری در خصوص کاهش میزان آسیب ارائه نماید. 4- در نظر داشتن آسیب های گسترده 5- ایجاد چالش برای قدرت «فوکو» به اهمیت ارتباط قدرت و دانش و نیاز به مقاومت در برابر عملیات قدرت توجه کرد اغلب اوقات، محصول استدلال های جرم شناختی، برای تقویت قدرت و هژمونی دولت مورد استفاده قرار گرفته است، در حالی که محصولات پژوهش آسیب اجتماعی شناسی به احتمال زیاد دولت را در گبر می کند و رابطه آن با دولت ها کاملاً متفاوت خواهد بود. لذا احتمال وجود همزیستی کمتری از نظر فعالیت و منافع وجود دارد. در ضمن توجه به چالش های موجود در ساختار قدرت، تأکید بر آسیب اجتماعی ممکن است پتانسیل تحول بیشتر و بالاتری نسبت به جرم شناسی داشته باشد. 6- انتقاد از خطر.